تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
قبل از شروع لازم میدونم از اقای مانی نویسنده ی نمره ی بیست به خاطر درست کردن لوگو برای وبلاگ حمایت دنیای مجازی از فناوری هسته ای تشکر کنم انشاللله شما می تونید تا یکشنبه لوگو رو از طریق وبلاگ زیر دریافت کنید
این هم وبلاگ مانی
http://www.nomre20.persianblog.com/
این سومین بار كه دست به قلم می برم كه برای آخرین بار وبلاگمو آپ كنم ولی نمیدونم چرا هر چی می نویسم خوب در نمیاد یعنی خیلی خشكه واحساس می كنم به مخاطبم هیچ حسی دست نمیده بر خلاف همیشه نه توش عصبیت ونه توش شادی ونه غصه خیلی خشكه خشك مثل دریاچه ای تو كویرچه زود تموم شدامیدوارم این یكی خوب بشه تابستون پر از كارامسال برای من ومتفاوتر از همیشه بود رفتن به كلاسهای باشگاه خبرنگاران جوان وگذراندن یك ماه به طور فشرده ی كلاسها و در آخر سر در روزی كه قرار نبود امتحان بدم امتحان دادن فقط به واسطه ی 15 دقیقه مروز كردن هر اونچه كه استاد گفته ودر آخر سر هم این ماه خبر قبول شدنمو شنیدم قبول شدن تو كلاسها وگارگاههای آموزشی جهان اسلام وصهیونیست وبعد هم اخراج شدن از این كلاسها به واسطه ی یك اعتراض، تعهد دادن به مدرسه سر درس خوندن، رفتن به زیباكنار واجرا تو زیباكنار كه بهترین روز عمر منو رقم زد، تصمیم به سر بنیست كردن خودم وبعد از اون پشیمون شدن از این كار، رفتن تو سایت درگوشی و آشنا شدن با بربچه های درگوشی، بستن وبلاگی كه هنوز با گذشت زمان از خوندن نوشته هاش احساس خاصی بهم دست میده احساسی از طراوت هنوز قالب های قشنگش برام جذابه یك جورایی حس میكنم كه وبلاگم یك موجود زنده است درست كردن این وبلاگ كه زیاد چنگی به دل نمیزنه هنوز نوشته های سیاسیش پخته نشده نویسندش هنوز اول راهه برای پخته شدن در نوشته هاش راه زیادی داره ، درست كردن وبلاگی در رابطه با حضرت مهدی ونفر سوم شدن وربع سكه بردن تصمیم برایدرست كردن یك سایت كه دو نفر از بچه ها خیلی زحمت كشیدند ممنونم ولی در آخر نتیجه نداد وكنسل كردن فك كنم از بی لیاقتی من بودش امیدوارم سال بعد درست شه خوندن چند تا از كتاب های معروف جهان مثل جنگ وصلح ربه كا آنا كارینا وچند تا كتاب ایرانی بامداد خمار وسیندخت،وآخرین كارم هم كه دوشنبه شروع كردم جمع آوری حمایت دنیای مجازی وبخصوص ما وبلاگ نویس ها در دفاع از حق مسلمون یعنی فناوری هسته ای حالا كه حرف از فناوری هسته ای شد یك پرانتز برم راستیش من فكر میكنم تو این كاری كه من شروع كردم تنها باید یك چیز وجود داشته باشه فقط ایرانی بودن وپیشرفت كشورمون ایران ممكنه توی جمع خیلی ها افكار سیاسیشون موافق من نباشه اما مهم این نیست مهم اینكه هممون ایرانیم ودوست داریم لا اقل بچه هامون در آسایش ورفاه باشنداگر ما نبودیم دوست نداریم فردا پس فردا كه نفت تموم شد نسل های آینده از نداشتن هیچ پولی دست به دامن استعمار بزنند همون استعماری كه خیلی ها برای بیرون راندنش تلاش كردن سید جمال اسد آبادی ،طباطبایی، مدرس، شریعتی، مطهری، امام خمینی و هزاران شهید و...
عجب تابستون پركاری بودش امسال تابستونی كه هم بیرون دنیای مجازی وهم توش پر از چیزهایی بود برای آموختن هر چند گاهی اوقات اعصابم خورد می شد از اراجیفی كه بعضی ها می نویسند دوبار هم كه تو وبلاگم جوابشونو دادم خلاصه تابستون تموم شد با همه ی بدیهاش با تمام شكستهاش با تمام قوتاش وخوبیاش دیگه باید كوله رو ببندم وخودم رو اماده كنم برای آینده آینده ای كه بر خلاف همیشه به امسال من بستگی داره اگر به خواستم برسم مطمئنم تا آخر عمر پیروز میشم وحتی یك رئیس جمهور میشم واگر نرسم باید دوباره از نو شروع كنم از نو من بر می گردم عید نوروز تابستون بر می گردم امیدوارم كه اون موقع بزرگتر شده باشم بهتر بنویسم وبه هدفم رسیده باشم و در آخر از همه ی شما ممنون از اونهایی كه منو همراهی كردن نوشته های منو خوندند به امید اینكه باز هم بخونند دوست دارم هدیه ای به شما بدهم بهترین نوشته هام از نطر خودم نوشته هایی كه دوستشون دارم انتخاب میكنم ومی گذارم امیدوارم این هدیه رو بپذیرید
درضمن دلم برای همتون تنگ میشه

امروز فیزیک داشتیم من هیچ کتابی برای خوندن نداشتم حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم یک کار جالب بکنم وخودموچند سالی بزرگتر کنم ویک کمی تو حال وهوای انتخابات برم این نوشته یک شوخیه البته شاید در آینده به واقعین بپونده به هر حال
الان من 30 سالمه من تصمیم گرفتم نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 بشم موقعه ی صبحانه به شوهر م میگم شوهرم مات به من نگاه می کنه اول هیچی نمی گه بعد انگار که تازه دوهزاریش افتاده باشه میگه شما حق ندارید کاندید بشید چون من دلم نمی خواهد من نمی خواهم زندگیی شیرنمون خراب بشه من دلم نمی خواهد اسم تو ومن تو روزنامه ها باشه صلا تا حالا مگه زن کاندید شده پس از اون با لحنی عصبی میگه من دوست ندارم چشم هزاران مرد روی تو باشه باید انتخاب کنی یا من یا آرزوت ومن همون جوری ساکت بودم هیچی می کنم آخر سر بدون اینکه هیچی بگم پا می شم جناب x فکر می کنه من قانع شدم بعد از اینکه x به سرکارش میره به مامانم زنگ می زنم مامان دیدی گفتم یادته گفتم که چه فایده داره درس بخون ط میگه کاندید نشم مامان من آرزومو به طلاق گرفتن ترجیح می دم دختر دیوونه یک وقت اینو جلوی شوهرت نزنی من هم با عصبانیت تلفنو قطع می کنم ظهر که میشه ناهار درست نمی کنم ا حرصش در بیاد (( چند ساعت بعد )) سارا کجایی من اومدم نمی خواهی سلام کنی اما من جوابشو نمی دم بعد از چند دقیقه میره آشپزخونه می بینه ناهار نداریم اما اعتراضی نمی کنه شب که میشه من از اتاق میرم بیرون می خوابم چند ساعت بعد با چشمهای قرمز بای می ایسته بالای سرم معلومه که تا حالا نخوابیده بوده با حالت بچه گونه میگه پاشو برگرد تو اتاق اما من جوابشو نمی دم با عصبانیت میگه این مسخره بازیها چیه بازم جوابشو نمیدم سه روز به همین ترتیب می گذره آخر سر میگه من نمی تونم حرف نزدنو تو رو تحمل کنم تسلیم قبول کردم برو کاندید شو ومن که خیلی خوشحالم یک بوس نثارش می کنم وخوشحال از پیروزی به ثبت نام در انتخابات فکر می کنم
خوب تا اینجا رسیدیم که همسرم قبول کرد که من به عنوان یک نامزد وارد عرصه ی انتخاباتی شم از اون روز به بعد من سعی کردم که باهاش بهتر رفتار کنم وهرچی بگه مثل غلام های سر به راه به حرفش گو ش کنم با این کارم هم می خواستم لطفشو جبران کنم وبهش بفهمونم که چقدر دوستش دارم بعد از یک هفته از تلویزیون اعلام کردند که افرادی که مایلند کاندید های انتخابات بشند از 24 اردیبهشت به بعد به ستاد انتخاباتی جهت ثبت نام مراجعه کنند من که داشتم زیر پایی شوهرمو می پاییدم وقتی دیدم بعد از شنیدن خبر اخم نکرده وعصبی نیست بهش گفتم : تو فکر می کنی من تو انتخابات رای بیارم اون با لحن حق به جانبی وخیلی رک گفت نه چون کسی تو رو نمی شناسه ،من اصلا ناراحت نشدم اتفاقا این اخلاقش خیلی جالبه زندگی ما دوتا از اول بر پایه ی رک بودن بنا شد شاید جالبه بدونید که وقتی بعضی اوقات ازش می پرسم لباسم قشنگه میگه نه خیلی راحت بر خلاف مردهای دیگه شاید این یکی از دلالیلی بود که من اونو برای زندگی اتنخاب کردم خوب از قضیه منحرف نشیم یک هفته وقت داشتم که خودمو برای معرفی آماده کنم باید مدارکمو جمع کنم یک چند تا معرفی نامه هم باید از چند تا جا بگیرم یکی از اونجاها که من باید معرفی نامه بگیرم مدرسه ی دوران دبیرستانم چرا که دوره ی دبیرستان من در مدرسه ای تحصیل می کردم که مدیریتش بر عهده ی زن آقای حداد عادل بود با شناختی که از قدرت مدیریت من واخلاق من داشتند مطمئن بودم که کمکم می کنند وقتی به اونجا رفتمو وگفتم می خواهم نامزد بشم همه استقبال کردند ومنو تحسین کردند حتی مدیر گفتش که می تونم از تجربیات حداد عادل استفاده کنم 6روز گذشته پرونده ی من تکمیل شده امروز روز تولد منه روزی که باز همسرم یکی از خاطره انگیزترین روزهای زندگی منو به وجود آورد فردا با روحیه ای خوب به ستاد می رم فردا به محل ستاد رفتم به دفتر ثبت نام سلام کردمو بعدش گفتم : می خواهم نامزد انتخاباتی بشم گفت : ببخشید متوجه نشدم میشه لطفا یک بار دیگه تکرار کنید گفتم که : می خواهم کاندید بشم مثل بقیه مرد گفت یک زن گفتم بله من یک زنم وفکر می کنم شما بیش از اندازه تعجب کردید _ درسته اما میدونید که اولا تا حالا یک زن کاندید نشده دوما شما وابسته به حزبی نیستید که حماییتون کنند _ خوب همیشه یک نفر باید کاریو شروع کنه چرا اون یک نفرمن نباشم مطمئن باشید من اگر وارد حزب می شدم باز هم کسی از من حمایت نمی کرد _ حتما اطلاع دارید که شما به عنوان یک زن باید یک رضایت کتبی از هسرتونون ضمیمه پرونده باشه من یک برگه ای رو از لای پروندم در آوردم گفتم این هم رضایت تو اون حال چقدر دوست داشتم که کنار همسرم باشم وبگم چقدر دوستش دارم وچقدر ازش ممنونم بعد از چند دقیقه مکث مرده برگه ای رو داد دستم گفت پر کنیدش ومن فرمو پرکردم و از اونجا خارج شدم ((ادامه دارد))
((حالا كه دوباره اینو میخونم می بینم كه چه اشتباههای بزرگی توش گنجنده شده انتخابات باعث شد من خیلی با قوانین آشنا بشم اما هنوز مصمم برای رییس جمهور شدن وایرادهای دیگه اگر الان قرار باشه دوباره بنویسم مسلما فرق داره ))
((چون خیلی بلوطو دوست دارم یك مطلب دیگه هم ازش انتخاب كردم))
دومین پیشکش من به انسان هایی که قدم در راه آزادی بر می دارند لطفا قبل از اینکه این مطلبو بخونید مطلب پایینی نه پایین ترشو بخونید
وقتی میگم شانس ندارم میگن چرا ؟؟ آخه شما که نمی دونید من بیچارهی فلک زده رو یک نفر از خدا باخبر ویروسی کرده آخه چرا ؟چطور دلت میاد یک بچه ی کوچولو رو اذیت کنی زورت به کسی نرسیده
واما قرض از آپ کردن راستیتش من قرار نبود امروز آپ کنم اصلا قرار بود تا دویک هفته آپ نکنم تا بقیه ی دوستانی که تو عید پای اینتنرنت نبودند بشینند مطلب ما رو بخونند
اما ما فکر نکنید حالا من آخر اصرافم نه بابا من متاسفانه یک آدم ولخرج هستم اما یک فکری باید به حال خودم بکنم مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا كه فكر میكنم می بینم كه باید از كشور خودمون هم انتقاد كنم درست كردن كوكوی ماهی یا ماكارونی چه معنی داره؟ هدفی داره ؟ چرا این پول صرف آدم های فقیر نشده؟ چرا؟

بیكاری
در یك ماه گذشته رسانه ی ملی سعی در انتقال خواسته های مردم به دولتمداران اینده بود خواسته هایی چون بر طرف كردن بیكاری ،مسكن وازدواج در این نوشته قصد را بر این گذاشته كه به بررسی معضل بیكاری بپردازم
با توجه به جامعه ی جوان ما كه درصد مهمی از سطح كشور را فراگرفته بیكاری یك امر طبیعی بوده ودر آینده نیز خواهد بود ابتدا به این نكته باید اشاره نمود كه كشور ما نیروی جوان واغلبا تحصیلكرده با توقعات بالا و تنبل را دارد متاسفانه در كشور ما یك روش غلط وجود دارد و آن بدین صورت است كه جوانان ما تنها كار در پشت میز را در شخصیت خود می دانند واز كارهای دیگر صرف نظر كرده وآن را توهین به شخص خود می دانند در حالی كه اگر به این قضیه از دید غربی بنگریم مشاهده می كنیم كه افراد تحصیل كرده در غرب از كار كردن در این شغل ها ابایی ندارند و مردم به آن به حالت توهین نمی ننگرند البته من نمی گویم كه افراد تحصیلكرده بروند كارگر بشوند اما میگویم سطح خواسته ها پایین بیاید ، دوم اینكه در كشور ما یك مدیریت نابسامان برای هدایت افراد در رشته های تحصیلی وجود دارد برای مثال فارغ التحصیلان رشته ی پزشكی بیش از نیاز كشور وارد جامعه می شوند در این صورت برای این گونه افراد شغل حاصل نمی شود واین افراد از داشتن مدرك ونداشت كار گله می كنند، سوم اینكه افراد بعد از تحصیلات در شهرهای بزرگ به شهر خود باز نمی گردند واغلبا در محل تحصیل خود به دنبال شغل می كردند در نتیجه ی این امر افراد متخصص بسیاری به شهرستانها ی دیگر راه نیافته وعلاوه بر آن در شهرهای بزرگ در خواست برای كار بالا میرود ومشكل بیكاری دست به گریبان جامعه می شود
چند راه حل:
Ø حمایت از تولید كنندگان داخلی كه باعث شده سرمایه داران دیگر به جهت حمایت دولت ا ز تولید كنندگان دست به احداث كارخانه هایی جهت تولید زنند
Ø توجه به مناطق آزاد كیش وقشم برای اوردن ارز خارجی به ایران
Ø بهره وری هرچه بیشتر از منابع معدنی وفراهم ساختن زمینه ی شغلی جهت تراشكاری سنگ واستفاده در جواهرات
Ø ساختن كارخانه های پتروشیمیایی جهت بی نیازی از ورود برخی از مواد وبی نیازی خود كشور كه ثمره ی این گونه كارخانه ها علاوه بر خودكفایی پویایی اقتصاد اشتغال زایی نیز می باشد
Ø حمایت از كشاورزان وتشویق فرزندان كشاورز به ادامه ی تحصیل در رشته ی كشاورزی وسپس كار بر زمین های كشاورزی خود با اصول علمی
Ø كاهش ماشین الات در كارخانه ها وبه جای آن استفاده از نیروی انسانی
Ø ایجاد شبكه های خصوصی در صدا وسیما
Ø فرهنگ سازی میان مردم وارج نهادن به مقام كارگر،نانوا
Ø مدیریت صحیح بر زباله های شهری وامر بازیافت ومدیریت درست برای احداث كارخانه های بازیافت

خطاب به سخنرانان برخی از مراسم
درباره ی نادر شاه گفته شد من هم گفتم که یک گله بکنم والان بهترین موقعیت متاسفانه برخی اوقات پیش میاد که افراد سخنران بر پای منبرها یا بر طبق سلیقه ی خودشون عمل می کنند یا اطلاعات کاملی رو ندارند واطلاعات ناقص در اختیار مردم قرار میدهند ویا اینکه با لحن تندی حرف میزنند
یادم میاد پارسال ما که رفته بودیم خانه ی دوستامون که دعای کمیل داشتند روحانی این چنین گفت: نادر شاه یک فرد خوبی بوده یک فردی بوده که دوستدار حسین بوده همین چیز باعث شده که ارامگاهش مملو از زائران باشه در حالی که شاه عباس صفوی یک فرد ظالم بوده به خاطر همینه که ارامگاهش خالی از زائرین هست
من نمی دونم این اقا حرفو بر چه اساسی گفتند همون طور که می دونید نادر یک فرد بسیار ظالمی بود به اندازه ای که چشمها رو از کاسه در می اورد خدمت آنچنای هم به تشیع نکرد تازه هم اگر کسی واقعا دوستدار حسین باشه از حسین الگو میگیره کجای اخلاق حسین این بود که مردم بی گناه رو بکشند من از شاه عباس حمایت نمیکنم اما شاه عباس خدمت شایانی به تشیع کرد شیعه رو خوده شاه عباس آورد ای کاش یکی از آقایان اون موقع این تذکرو می داد حیف که من اقا نیستم
چند شب پیش رفته بودیم فاطمیه اقا این روحانی خیلی خشن و بد دهن بود به سنی ها توهین می کرد البته تو اون مجلس همه اشنا بودیم وکسی سنی نبود اما اگر این حرفو جلوی سنی ها میزد فقط وحدتو از بین می برد وحدتی که حضرت علی به خاطرش از خلافت دست برداشت ادم حفشو بزنه اما با ادب
سخنرانها باید بیشتر توجه کنند حتی اگر می تونید در پنهانی تذکر بدهید
/
سراغاز سخن
سلام :
نمی دونم چطوری شروع كنم یعنی نمیدونم چی بگم خجالت می كشم از اینكه تظاهر كنم كه این وبلاگ از سرو پاش عشق میباره اون هم عشق به حضرت مهدی یعنی چه جوری بگم نویسنده ی این وبلاگ عاشق حضرت مهدی نیستش این شعرها و این نوشته ها رو قرار تو وبلاگ بذاره تا بلكه یك عاشق حالا از چه نوعیش فرقی نداره واقعی الكی بیاد بخونه نمیدونم شاید هم منتظرم كه امام زمان سربزنه واز من بازخواست كنه كه چرا منو دوست نداری من كه دوستت دارم اون موقعس كه سرمو بندازم زیر بگم آخه آقاجون نشناخته وندیده چطور ابراز علاقه كنم اصلا آقا جون اگر دوستم داری میومدی به خوابم مثل همه ی اونها كه دوستشون داری
تویی كه داری وبلاگمو میخونی بذار راستشو بگم من هنوز اونقدر جونم به لبم نرسیده كه هر شب وهر روز بگم آقا پس چرا نمیای چرا چند باری گفتم تو این نزدیكیها هم وقتی تو كاظمین 1000 نفر كشته شدند داد زدم گریه كردم گفتم كجایی پس چرا نمیای شیعه ها از دست رفتند اما چه كنم كه انسانم وانسان یعنی فراموشكار فرداش یادم رفت فرداش برام شد یك روز عادی دیگه بدون حضور وذكر او
بذار بگم از زمانی كه تو محرم ومولودی ها موقعه ی دعا درخواست ظهور آقارو آخر میذارم اخه میدونی چیه من می ترسم از اینكه ظهور كنه وشمشیرش رو من بلند كنه می ترسم از اینكه بگه عاشقی ممنوع ازدواج بدون عشق فقط مجازه مثل اغلب ادمها مثل مامان بابام می ترسم دیگه نشه یك زن به عنوان خبرنگار فعالیت كنه و... میدونم خنده دار خوب از یك دختر 16 ساله كه بیشتر از این توقع نمیره میره؟
بذار بی رو درواسی بگم من بچه مذهبی گاهی اوقات كه دوستام برام پی ام در مورد حضرت مهدی میزندد نمیخونم یعنی حوصلم نمی گیره این ادم میتونه عاشق باشه مگه عاشق له له نمی زنه برای شنیدن از یارش
بذار راحت بگم اگر مسابقه نبود شاید هیچ وقت وبلاگی درباره ی امام زمان نمی زدم شاید در مورد امام علی میزدم اما در مورد حضرت مهدی نه ومثل سابق فقط وبلاگ عدالتخواهو ادمه میدادم ولی انگاری این مسابقه باعث هل شدن من شد
دیگه برام مهم نیست وبلاگم برنده شه یانه برام مهمه كه یك فرد عاشق بیاد مطالبمو بخونه مطالبمو دربارهی مهدی واگر عاشقش گریه كنه ویا بخنده
اما یك چیز دیگه می دونم امام زمان دوستم داره دوستم داره می دونم سفارش شده ی امام زمانم می دونم اگه نبودم منو از خیلی از چیزها نجاتم نمی داد
نمیدونم شاید بچه هایی كه منو میشناسند بیان اینو بخونند بخصوص بچه های وبلاگ قبلیم باور نكنند كه این سارا همون ساراست اما چه كنم كه سارا نمیتونه دروغ بگه

در راستای حمایت از حق مسلم انرژی هسته ای كشورمان و در راستای وحدت ویكپارچگی دوباره دنیای مجازی وبخصوص وبلاگ نویس وپس از موفقیت در حمایت از خلیج فارس این وبلاگ را در جهت حمایت از حق مسلم كشورمان در زمینه ی حق هسته ای بنا نهاده ام امیدوارم با گذاشتن نام ونام خانوادگی وهم چنین امیل خود در كامنت حمایت خود را اعلام نمایید
انشالله با حمایت های شما سعی را بر این خواهیم نهاد كه اعتراض نامه ای را به صورت حقوقی تنظیم كرده وبا نوشتن نام شما عزیزان در زیر آن آن را به مجامع بین الملی عرضه نماییم از شما عزیزان تقاضا می شود كه با هر عقیده ای با هر مذهبی با هر دید سیاسی وفرهنگی حمایت خود را اعلام دارید مهم اینكه من وتو اره همین تو ایرانیم اصلا مهم نیست كه چه عقیده ای داریم یا عقیده هامون مخالف همه مهم اینكه ما زیر بار زور نمی ریم همون طور كه نه پادشاهان ایرانی می رفتند ونه امامان ما
لطفا لینك ما را در سایت ویا وبلاگ خود قرار دهید
دوستان عزیز می تونند فردا پنجشنبه با مراجعه به این وبلاگ بنر این وبلاگو بگیرند یادتون باشه که هر کاری که می کنید فقط برای کشورتون می کنید
وطن ای خونه ی پرغصه ی اجدادی من
اسم تو تنها دلیل واسه آزادی من
عشق توتو خون گرم وعاشقم ریشه داره
خاک زرخیز تو مجنون رو به یادم میاره
قهرمانات مث افسانه هامون جهانین
مردم عاشق تو سمبل مهربانین
زیر سایه بون امنت میشه تا ابد نشست
پشت بیگانه رو باخنجر غیرتت شکست
وطنم دیوونه ی مرزای زرخیز توام
عاشق زمستونو بهار وپاییز توام
نوشته شده توسط یک نوجوون شیطون ساعت 11:09 ق.ظ موضوع مطلب : عمومي ,
ویرایش شده در - و ساعت -
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان مضحر عدل وعدالت تجلی از نور رخداوند مبارک باد
میدونم یک شب میای خاکو چراغون می کنی
شیشه عمر شبو می شکونی داغون می کنی
شنیدم وقتی بیای از آسمون گل می ریزه
کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون می کنی
شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم میشه
قحطی گریه می آد خنده رو ارزون می کنی
آسمون به احترامت پا میشه به اون نشون
که تو سفره زمین وخورشید ومهمون می کنی
دلامون خیلی گرفته شبامون خیلی سیاهس
می دونم یک روز می آی خاکو چراغون می کنی

حمایت جامعه مجازی از انرژی هسته ای کشورمون حتما سر بزنید به بقیه هم بگید اگر می تونید لینک کنید هر کی می تونه لوگو درست کنه خلاصه همه بسیج شند

سارا خانوم دانا شما در حالی به سیتم آزاد و دموکراتیک انتخاباتی ایالات متحده غلط گیری می فرمائید که داد و فریادهای خشم آلود آقایان هاشمی رفسنجانی و کرّوبی این دو رکن انقلاب و یا دو معمار انقلاب را هنگامیکه آگاهی یافتند بر تقلب انجام شده در انتخابات آنهم توسط پسر سید علی خامنه ای سید مجتبی را در زیر سنگ مخفی می نمائید ! شاهد به مصلحت جهان اسلام است؟! و در ایران گویا استبداد وجود ندارد و همه قدرت ها در دست سید علی خامنه ای وجود ندارد و گویا این حاکم هر از چند گاهی مصوبات مجلس را وتو نمی کند و به مهدی کروبی دستور نمی دهد که قانون مطبوعات را دست نزنید و مسکوت و عقیم می گذارد آیا این استبداد نیست پس نماینده !! گان مردم!! که نمی شود گفت الک کرده های خود عالیجناب سیاه پوش آری پس مجلس چه وظیفه ای دارد غیر از یک مجلس نمایشی را؟ در آمریکا رئیس جمهور با آرای مستقیم ملت آن کشور و از میان احزاب بدون دخالت مرجعی و بدون گزینش و تفتیش عقیده انتخاب می گردد و بالطبع قدرت فراوانی دارد ولی با قدرت مادامل عمر رهبر ایران متفاوت است و هر گاه مجلس نماینده گان آمریکا لازم بداند می تواند رئیس جمهور را سئوال جواب کند وقبل از تهاجم به افغانستان و عراق همه می دانیم و دیدیم که رئیس جمهور آمریکا ابتدا مسئله را به تصویب قاطع مجلس رساند و بصورت قانون درآورد و با خیال راحت و قدرت مطلق دریافته از مجلس این تهاجمات را انجام داد و موفق هم شد دو منبع تروریسم متلاشی شد . ولی آیا در ایران هم می شود رهبر را مورد سئوال جواب قرار داد ؟ نه خیر چون حکومت استبدایست . و من از شما می پرسم در ایران آیا یک یهودی اسرائیلی تبار می تواند رئیس جمهور شود یه نه نماینده شود بازم پائیین تر شهردار شود یا نه یک سوپور شود ؟ جواب معلوم است در ایرانی که شهروند ایرانی بدون تفشیش عقایدش و هزار و یک جور دیگر وصله از شرکت در انتخابات محروم می گردد چه رسد به یک خارجی آنهم اسرائیلی ولی باید بگویم همین کشور اسرائیل بقدری دموکرات هست حتی آقای موشه کتساو رئیس جمهور فعلی یک ایرانیست و زاده یزد است و با پدرش به اسرائیل مهاجرت کرده و وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش نیز یک ایرانیست . در ایران چطور چنین چیزی ممکن است؟ نه. من بیست سال تمام دنیا را گشتم و در یک کشور دموکرات و مردم مدار زندگی می کنم و بخوبی به لازمه دموکراسی و آزادی بیان بطور مطلق آگاهم یعنی یک روزنامه نگار میتواند خود پیغمبر اسلام را نیز مورد سئوال قرار دهد ولی در ایران اگر یک روزنامه نگاری از حضرت سیاه پوش سئوال کند روزنامه اش مهروموم و خودش روانه زندان و کامپیوترش مصادره می گردد .... خدایا اگر من شب تا صبح و از صبح تا شب شکر گویم که زیر حکومت یک چنین حاکم ظالمی زندگی نمی کنم و در کشوری زندگی می کنم که به تمام معنی به حقوق شهروندی من نیز نهایت احترام را می نهد بازهم شکر این نعمت را بجانتوانم آورد.
اقای میرزایی یواش یواش آروم آروم وخیلی دوستانه
اولا اسرائیل مردمش تنها از یك كشور نیست از تمام كشورها كه فكر كنی مردم از جاهای مختلف به اسرائیل مهاجرت كردند از ایران از ژاپن وحتی انگلو لا اسرائیلی ها براشون مهم نیست كه رئیس جمهور چی باشه مهم اینكه یهودی باشه یهودی همین ویا یك مثال بهتر تو یك مدرسه وقتی كه یكی از هند باشه یكی از پاكستان یكی از افغانستان كویت چین آمریكا لهستان ایران معلم وقتی میخواهد مبصر انتخاب كنه براش فرقی میكنه مبصر چی باشه نه چرا ؟ چوون دانش اموزان یك كشور تو اون كلاس بیشتر نیستند اسرائیل هم همین طور
خوب اقای میرزایی من كه تو این 16 سال عمرمم وتوییو رو از جانب رهبر ندیدم اگر میشه یك نمونه بیارید اگرهم وتوی شورای نگهبان رو میگی باید بگم اصلا وابدا به رهبر مربوط نمیشه میدونی چرا ؟ چون شورای نگهبان رو یك دانشگاه تهران وحوزه ی علمیه انتخاب میكنه ونه رهبر
واما اجازه بده من دلایل مستند برای شما بیارم تا بفهمی كه اونجا چه غلط می كننید اتاق گاز رو شنیدی روبرت پولیسون رو میشناسی ؟ بذار بگم این آقا به جرم اینكه اتاق گاز زمان هیلتر رو با دلایل منطقی اینكار كرد بدبخت شد بیچاره شد خانوادش از هم پاشید زندانی رفت وهزار تا كار دیگه سرشون آوردند تو می دونستی ؟ پروتكل صهیونیست ها رو شنیدی تو ی آمریكا یك دونه از اون كتاب پیدا نمیكنی!!! یك نمونه ی دیگه برات میارم از كتاب یهود بین المل نوشته ی هنری فورد تمام حرفهاشو نقل قول میزنم تا ببینی چی میگه
تراست نمایش یهود در همان اوائل یعنی 25 دسامبر 1897 توسط ادیتور ((درمتیك میرر )) نیویورك مورد حمله قرار گرفت او نوشت:
از گروهی ماجراجوی بی اصل ونصب تربیت نیافته ومطلقا فاقد ذوق هنری چه انتظاری بید داشت ؟ متذكر می شویم كه اغلب كسانی كه تراست نمایشی را تشكیل می دهند شایستگی اشغال پست ترین سمت ها را در حیطه تئاتر دارند وحتی در چنین سمت هایی جز تحت شرایط سخت وغیر قابل انعطاف انضباطی نباید آنها را پذیرفت
مقاله فیسك در ماه مارس 1998 تجدید چاب شد البته یهودیان به طور هماهنگ ویكصدا با این مقاله برخورد كردند همچنان كه همیشه وقتی یك یهودی برای كار خطایش سرزنش می شود یا وقتی اعمال خلاف گروهی از یهودیان افشا می گردد هماهنگ عمل می كنند همه ی یهودیان ایالات متحده برای نجات تراست نمایشی دست به كار شدند شركت های خبری كه وظیفه توزیع مجلات را در ایالات متحده عهدار بودند تحت فشار قرار گرفتند هتل های بزرگ ناچار شدند كه (درمتیك میرر )) را از دكه های مطبوعاتی خود جمع آوری كنند تئاترهای تحت سلطه تراست از ورود خبرنگاران ((میرو )) جلوگیری كردند نیروهای مخفی متعددی به فعالیت پرداختند تا ((فیسك )) را تنبیه وكار وكسب او را مختل نمایند دادخواست های كذب افترا آمیزی علیه او اقامه شد
هر گاه منتقدی با روش های آنها مخالفت می كرد با كیفیت پست وحقیر ومنحط تولیدات آن را متذكر می شد به مدیران محلی دستور داده می شد كه از روزنامه ی مربوط بخواهند او را اخراج كنند این درخواست تقریبا در همه موارد پذیرفته می شد زیرا روزنامه را تهدید می كردند كه در غیر این صورت آگهی های تبلیغاتی آنها قطع می شود این یك نمونه ای كه من جدیدا در این كتاب خونده بودم اینو آوردم هر چند كه میدونم شما باز قانع نمیشید حضرت علی در جنگ با معاویه هر چی كه برای سپاهش دلیل آورد من قرآن ناطقم ونه ان قرآنی كه بر سر نیزهاست كسی توجه نكر د حضرت حسین هرچی گفت من جدم محمده وچه بسا خود اونها هم شنیده بودند كه حضرت محمد می گفت حسین منی وانا من حسین ولی باز قانع نشدند از این آدمها زیادن یكیشون شما
میدونی من اینو مجبورم بگم جوانهای بیچاره وبدبخت ما اینقدر خون آمریكایی درشون عجین شده كه حتی كه حتی در مقابل اعترافات سخیف خودشون كوتاه نمیاند وحتی انكار میكنند
ببین اقای سیروس میرزایی من از كسی نمی ترسم هیچ كس حتی رهبر حرف حقیقت رو میزنم حتی اگر منو بد نامم كنه به ضررم تموم بشه دقیقا مثل اون اردو كه من به خاطر اعتراضم به این كه ما چه جور شیعه ای هستیم كه زمانی كه 1000 تا شیعه تو كاظمین كشته میشن عید مبعث بگیریم اخراج شدم حالا هم حرف حقو میزنم بدون اینكه از كسی دفاع كنم
اقای سیروس میرزایی شما تو خیابون با مردم حرف میز دید یا من شما زمانی كه میر فتید كلاس با مردم حرف میزدید یا من شما زمانی كه تو اینترنت بودید با مردم حرف میزدید یا من شما زمانی كه مغازه می رفتید حرف می زدید یا من اینها رو گفتم كه بدونی من با همه ی مردم حتی اون دخترك آرایش كرده هم حرف زدم به اتفاق قریب میخواستند به آقای احمدی نژاد رای بدهند چطوری میگید تقلب شده اره اگر اون زمان ابوبكر وعمری بود كه حرف حضرت محمد رو زمین انداختند وعلی خلیفه نشد الان هم امثال اون عمرها وابوبکرها زیادند میدونی چقدر از جمعیت فرانسه رو مسلمانان تشكیل میدهند به جرات میگم بیشتر از مسیحیهای ایران همون مسیحی ها وبرادران عزیزمون كه در مجلس نماینده دارند اما در فرانسه هیچ نماینده ای وجود ندارد در امریكا نماینده در پارلمان تنها یهودی وپروتستانیزمه بله چشماتو باز كن
من قراره برم سفر بعدا به وبلاگتون سر میزنم
این وبلاگ جدید من درباره ی حضرت مهدیه سر بزنید
ولادت سرور شهیدان ،علمدار كربلاو پیام اور كربلا مبارك باد
ولادت سرور شهیدان ،علمدار
شاید آن روز كه در خانه مصفای اسوه وفا ومردانگی علی (ع) ستاره ای به نا ابوالفضل (ع) در خشید ونوری به نام عباس (ع) تابید به جز خاندان امامت كسی نمی دانست كه خداوند چه گوهر گرانبهایی به اسد الله الغالب عطا فرموده گوهری كه مادرش سنبل وقار ومتانت بود وپدرش مظهر شجاعت وسخاوت ، وهیچكس را بازوان كشیده وقد بر افراشته وسینه ستبر علی (ع) ندانست ولی مولای متقیان می دانست كه این بازوان آسمانی یك روزی تكیه گاه پرچم اسلام خواهد بود واین قد كشیده روزی امید وپناه طفلان تشنه در دشت غریب خواهد شد واین سینه ستبر جایگاه عشق به اسلام ومجمر وفا خواهد شد
مهاجران آمریکا چه کسانی بودند؟
هنگامی كه پادشاه انگلستان توسط فراماسونری ها گردن زده شد درباریان شاه واقوام شاه متواری شدندوبه نیویورك رفتند
یكی از علت های اصلی مهاجرت مسئله دینی بود چرا كه انگلستان كشوری كاتولیك بود و وقتی كه اقلیت های دیگر همچو پروتستان وارتدكس به وجود امد انگلستان فكر كرد كه چرا مذهبش به خطر بیافتد به این علت فرمان داد كه اقلیت های دینی به آمریكا بروند
زندان های انگلیسی از زندانیان پر بود در نتیجه دولت انگلستان با صدور فرمانی به زندانیان از زندانیان محكوم به مرگ خواست ۱۰ سال برای دولت فعالیت نمایند آن گاه اجازه ی مهاجرت به آمریكا خواهد داده شد این افراد در ایالت جورجیا ساكن شدند
مهاجران دیگر امریكا یهودیان ساكن اسپانیا بودند كه با كلمپ به امریكا رفتند
E سیستم انتخاباتی آمریكا
89% از مردم آمریكا سیستم انتخاباتیه كشورشان را نمی شناسند
رئیس جمهور آمریكا علاوه بر رئیس بودن در قوه ی مجریه رئیس حكومت نیزمی باشد یعنی اینكه فرماندهی كل نیروی قوا وركن اصلی سیاست خارجی وداخلی محسوب می شود كه این امر یعنی رئیس حكومت ودولت بودن توسط یك شخص از سوی اروپاییان غیر دموكراسی محسوب می شود
رئیس جمهور حق وتو در مقابل گنگره را دارد
رئیس جمهور علنا می گوید از فلان حزب است وتنها به آن حزب تعلق دارد
با این سیستم انتخاباتی مضحك كه من به برخی از آنها اشاره نموده ام ایا امریكا حق اعتراض به سیستم انتخاباتی ودولتی ما را دارد
M سیستم سیاسی در تل آویو
M یك رئیس جمهور دارد كه تقریبا تشریفاتی است رئیس جمهور توسط 120 عضو پارلمان انتخاب می گردد
M در هنگام انتخابات پارلمان مردم به حزب رای می دهند ونه شخص هر حزبی كه 5/1 درصد ارا راو اورده باشد 1 كرسی در پارلمان می گیرد كه شخص راه یافته توسط حزب مشخص می گرددهر حزبی كه كرسی بیشتری در پارلمان داشته باشدحق انتخاب نخست وزیر از همان حزب است
M نخست وزیر حق عزل ونصب و انتخاب روسای كابینه را بر عهده دارد رئیس موساد نیز به وسیله ی نخست وزیر انتخاب می شود
پارلمان با یك نفر نماینده نیز تشكیل میگردد زیرا حد نصابی ندارد پارلمان دائما جلسه دارد جلسات به طور منظم نیست
M افراد پارلمان معمولا دوشغله هستند یعنی هم در پارلمان وهم در كابینه هستند
M در اسرائیل 60 حزب در انتخابات شركت می كنند
ولادت سرور شهیدان ،علمدار
ولادت سرور شهیدان ،علمدار
ولادت سرور شهیدان ،علمدار
هر اندازه هم كه یك فرد ویا یك كشور قدرتمند باشد هر اندازه كه یك كشور قدرت های شیطانی داشته باشد نمی تواند از قدرت الهی ومشیت او جلوگیری كند اسم های حقیقی وحقوقی هیچ كدام به منزله ی قدرت در برابر خدا محسوب نمی گردند به این علت است كه خداوند می فرماید تنها از من بخواهید ونه از كس دیگر
طوفان خشمناكی كه در هفت روز گذشته ایالت جنوبی مریكا را فراگرفت بخوبی ضعف كشورهای قدرتمند رو در برابر قدرت الهی برای همه جلوه گر ساخت تا این حادثه تلنگری باشد برای آنها كه می بینند ومی اندیشند اما نكته حائز اهمیت ناتوانی دولت امریكا در كمك به طوفان زدگان بود به طوری كه پیش بینی می شود افراد زیادی نه بر اثر طوفان بلكه بر اثر بی توجهی دولت جرج بوش به كام مرگ نشانده شوند این بی توجهی وضف در كمك رسانی تا اندازه ای بود كه بی بی سی در گزارش خود گفت: وضع توفان زدگان در امریكا را در هیچ كشور جهان سومی ندیده است این ناتوانی را نمی توان در نداشتن پول دانست چرا كه آمریكا به مددغارت گری وچپاولش از كشور های لاتین وآفریقایی وآسیایی انقدر ثروت دارد كه نتوان ان را تصور كرد بلكه ان را میتوان در تبعیض نژادی به اقشار مختلف دانست اقشار سیاهپوست و فقیر هر چند كه ما خود را دشمن با امریكا ویهودیان ان می دانیم اما دیدن ان وضع اسفناك آن سخنانی كه از مادران بیان می شد اجساد و... سبب می شود كه دلمان غصه بگیرد وحتی اروزی این را به شخصه كنیم كه به كمك به انها بشتابیم و آنچه را كه در توان داریم برای كمك به یك انسان وآن هم از نوع كاتولیك انجا دهیم آمریكا كشوری كه هر روز سعی در پاچه گرفتن كشورها در زمینه ی بعیض وحقوق بشر وحقوق شهروندی دارد خود نتوانسته حقوق شهروندی كشور خود را رعایت كند اگر در گذشته در كشور آمریكا تبعیض بوده اگر در گذشته سیاهان به عنوان برده بوده اند اكنون نیز به همین منوال است با این تفاوت كه مخفی می باشد این تبعیض نه تنها در امریكا بلكه در تل اویو كه ان را مهد دموكراسی خاورمیانه می نامند عمیق تر است به طوریكه :
شكاف اقتصادی= پولدار وفقیر
شكاف مذهبی = لاییك مذهبی
شكاف نژادی = شرقی وغربی
را می توان در امارهای ارائه شده از خودشان مشاهده نمود
حرف از اسرائیل وتل آویو شد دوستان عزیزی كه هر روز این فكر به سرتون میزنه برید بیت المقدس وعملیات انتحاری انجام بدید عملیات انتحاری كارساز بوده ونمونه ی اون را میتونیم در عقب نشینی از غزه و مهاجرت معكوس ببینیم اما این عملیات استشهادی رو به عهده ی خود مردم فلسطین بگذاریم ما وظیفه ی مهمتر داریم باید برنامه ریزی كنیم برای 100 سال آینده برای اینكه ما جهان رو در چنگمون بگیریم باید تلاش كنیم كه ما در عرصه ی سینما اونقدر قوی باشیم كه با ساختن فیلم های جالب حرف خودمون رو بزنیم دقیقا مثل یهودی ها اهای باشما هستم شمایی كه میخواهی نویسنده بشی طوری رمان بنویس كه هم زیبا باشه وهم اثر گذار مستقیم به چیزی اشاره نكن اما پنهانی حرفتو بزن رمانی رو خلق كن كه باعث بیداری بشه نه اینكه مردم رو ب خواب غفلت ببره ای شماها كه از كتاب های دانشگاهی ناراضیید حقم دارید وقتی كه كتاب های اقتصادیمون از كتب یهودی گرفته شده وقتی فلسفمون اسلامی نیست بلكه یونانیه وقتی تاریخ مشروطیت رو فراماسونری ها تدوین می كنند چه توقعی میشه داشت وقتشه كه تلاش كنید كه روزی برسه برای تالیف كتب دانشگاهی به دست خودمون و... اگر فلسطینی عملیات استشهادی انجام میده موقعشه كه ما عملیات فكری رو انجام بدیم وقتشه كه به خودمون بیایم تا به خودمون نیایم امام زمان ظهور نمیكنه تا وقتی كه 1000 نفر شیعه كشته میشند اما ما جشن مبعث میگیریم آب از اب تكون نمی خوره امام زمان با این اوضاع ظهور نمیكنه
سلام این چند روز كه نبودم رفته بودم جهان اسلام وصهیونیست بالاخره مامان بابام قبول كردند به دلایل امنیتی نمی تونم مكانشو بگم ولی نزدیك تهران خودمون بود جای خوبی بود با اون چیزی كه فكر می كردم فرق داشت من توی این گروه كوچك ترین عضو بودم متولد سال 1369 بقیه هم اغلبا دانشجو بودند تو پسرها هم كوچكترین فرد 20 سالش بود از صبح تا شب كلاس داشتیم از ساعت 8 تا 12 از 4 تا 20 از 22 تا 24 سر بعضی استادها كه من هی خوابم می برد از بس كه بد حرف میزنند خلاصه برم سر اصل مطلب وقتی ساعت 12 رفتیم سوییت خبر شبكه 5 گوش میكردیم خبر شهادت 840 نفر رو شنیدیم من وقتی شنیدم فقط داشتم گریه میكردم فردا كه رفتیم سركلاس میون كلاسها زنگ تفریح یك تواشیح گذاشته بودند من هم رفتم با مسئول اقای... حرف زدم گفتم كه 840 نفر مردند درست نیست كه جشن بگیریم وتواشیح بذاریم خلاصه كلی بحث شد محل نذاشت رفتم بالا به یكی دیگه گفتم اون اقا گفتند كه من گفتم بهشون اما قبول نمی كنند وبا من همدردی كردندرفتم با خانومها صحبت كردم اما كسی تحویل نگرفت وكار داشت به دعوا می كشید من داشتم حرص میخوردم كه چرا اینقدر شیعه ها بی خیالند رفتم یك برگه اچار گرفتم اعتراض نوشتم ودادم پسرها امضا كنند یكی از پسرها از كارم خوشش نیومد رفت داد به یكی از مسئولین مسئول هم منو اغتشاش گر دونست گفت برگردم تهران من ولی سر حرفم بایسادم مسئولین دیگه اومدن با این طرف صحبت كردند راضی شد بمونم البته من نه عذر خواهی كردم و... دیگه مصمم رو حرفم وایسادم شب برنامه بود گروه موزیك وتواشیح ومداحی و... آورده بودند من فقط اینها كه میخوندند اشك میریختم وقتی میگفت عاشقتیم یا علی گریه میكردم چون می دونستم همه دروغ میگن هیچی نه شیرینی نه ... نخوردم وقتی قرار شد برگردیم تو سوئیت باز من تو ماشین یكی از این مسئولین گله كردم وتاكید كردم لطفا به اقای نگید اما ایشون گویا گفتند جمعه تا ظهر بودم ظهر كه شد گفتند باید وسایلمو جمع كنم برگردم تهران من هم هیچ كاری نكردم تنها خواستم انتقاممو خدا بگیره الان كه دارم مینویسه دلم برای دوستام گروه 8 تنگ شده دلم برای تمام بچه ها وحتی مسئولین خانم كه زحمت كشیدن اون آقا رو هم به خدا میسپرم كلا كلاس مفیدی بود هم زیادی خرج كرده بودند وهم مطالب خوبی بود كه منو به فكر واداشت گویا از بین 800 نفری كه تماس گرفته بودند تنها 140 نفر قبول شده بودند 100 نفر تنها اومده بودند كه من هم یكی از اونها بودم خوب این هم برای من تجربه ای شد كه تا وقتی حرف حقو بزنی تا وقتی دروغ نگی تا وقتی حیله گر نباشی تا وقتی چاپلوس نباش تا وقتی اعتراض بكنی همه علیه تو هستند گاهی اوقات طرد میشی گاهی اوقات به قیمت خییلی چیزها تموم میشه من واقعا متاسفم
286 سازمان یهودی در جهان با فعالیت های گوناگون شناسایی شده اند كه البته این 286 سازمان همگی حامی
صهمیونیست ونه سازمان های خیریه دیگر هستند
در این مجموعه ی 286 تایی به 3 دسته دستبندی می شود
1- سازمان تاسیسی (سازمان هایی كه هماهنگ كردن جلسات وجمع كردن یهود را عهده دار هستند
2- سازمات تبلیغی( تنها فعالیت های تبلیغی صهیونیست را انجام می دهند وفضا سازی می كنند)
3- سازمان تعاونی(ارتباط با سازمان های مشابه وغیر مشابه هماهنگ كردن مجموعه ها در دنیا با هداف مد نظر)
آیپك: در سال 1950 با هدف قرار دادن اهداف سیاسی آمریكا واسرائیل در یك راستا تاسیس شد هدف سازمان آیپك مشخص كردن افراد یهودی وضد یهودی است وپرونده سازی برای این اشخاص وارجاع اسامی به سازمان های تبلیغی برای حمایت یا عدم حمایت وتخریب شخصیت است فرد عضو در آیپك نباید حتما یهودی باشد بلكه باید طرفدار یهودیان باشد
1) هدف های ایپك =حمایت از اسرائیل
2) همسو كردن سیاست بصورتیكه القا شود كه منافع امریكا واسرائیل همسوی یك دیگر هستند
اهداف آیپك نسبت به ایران:
1) فشار بر دولت آمریكا در عدم ارتباط با ایران
2) قطع جریان تكنولوژی موشكی
3) تحریم سرمایه گذاری در بخش نفت وگاز
4) فشار بر روسیه به خاطر همكاری با ایران
نقش ایپك در خاورمیانه =
1) حمایت از وضعیت مذاكرات
2) عدم فشار بر اسرائیل
3) فشار بر دولت امریكا در تضمین كمك نكردن به فلسطین
نقش ایپك در اسرائیل =
1) حمایت از كمك به بقای اسرائیل
2) حمایت از اسرائیل در قبال مواضع مخالف آمریكا در مقابل اسرائیل
3) آموزش كنگره در خصوص روابط آمریكا با اسرائیل
4) تقویت اسرائیل از طریق حمایت
5) تربیت نسل اول وآینده اسرائیل
6) حمایت از پایتخت شدن قدس
می خواهم فریاد بزنم می خواهم جیغ بکشم خسته شدم از این مامانو وبابام خسته شدم ای کاش می شد می مردم راحت می شدم از دست اینها من داد نمی زنم به خاطر پول به خاطر زیبایی وهزار تا چیز دیگه که مردم فریاد می زنند من فریاد می زنم به این دلیل که من هم انسانم من باید تصمیم بگیرم خسته شدم از بس تحقیرم کردند تشویقم نکردند اون روزها که همه منو به خاطر بسکتبالم تو باشگاه به خاطراجرام به خاطر خیلی چیزها تشویق می کردند اینها هیچی نمی گفتند به روی مبارکشون هم نمی آوردند اما حالا چی دارن جلومو می گیرم ای خدا دردمو به کی بگم وقتی خواستم برم باشگاه خبرنگاران جوان کلاساش چقدر حرف شنیدم چقدر اما رفتم چون عشقم بود رفتم اما جلسه ی آخر از دست مادرم مجبور شدم همون روز در عرض ۱۵ دقیقه خوندن این همه مطلب ومطلب هایی که استادمون نگفته بود امتحان بدم باورم نمی شد دلم میخواست بهترین نمره رو بگیرم ولی الان نمی دونم حتی قبول شدم یا نه اگر هم قبول بشم مادرم گفته خبرنگاری بی خبرنگاری ای خدا دردمو چطوری بگم امروز رفته بودم مصاحبه صهیونیست وجهان اسلام اقا گفت میدونی ما این جا فقط ۱۸ سال به بالا رو قبول می کنیم گفتم بله گفت شما ۱۶ سالته گفتم وب پس چرا به ۱۶ ساله ها میگید بیان گفت :گفتی شاید استثنا وجود داشته باشه گفت: حالا اگر بگم قبول نشدی چی میگی گفتم : شاید از من بهترون باشند راضیم گفت برو به خانوادت بگو میذارن یک هفته خارج از تهران بیای به بابام گفتم بابام گفت نه تو ماشین گفتش زنگ میزنم اونجا ببینم محل کجاست مردها وزن ها جدان یا نه ولی اومدم خونه مادر گفت : دیدی وقت باباتو تلف کردی بعد گفت : بیخود کردی بری خارج از شهر
اخه خدا این ظلم نیست به خدا طلم همش مانعمن همش خسته شدم خشته شدم خسته شدم ذلم می خواهد خودمو پرت کنم خودموپرت کنم راحت شم
All Rights Reserved 2005-2006 © candy.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768